money

اسم · انگلیسی

معنی 1

وسیله مبادله به صورت سکه و اسکناس؛ سکه و اسکناس به طور کلی.

(medium of exchange)

مثال

I need money to buy food.

معنی 2

ثروت یا دارایی، به ویژه در قالب پول.

(wealth or riches)

مثال

He inherited a large amount of money from his uncle.

مترادف‌ها

cash, currency, funds, capital, wealth

دستور زبان

plural
monies

موضوعاتی که این کلمه را دارند

کلمات رایج انگلیسی